آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

شعر

  چشماي بسته ي تو رو با بوسه بازش ميكنم قلب شكسته ي تو رو خودم نوازش ميكنم نميذارم تنگ غروب دلت بگيره از كسي تا وقتي من كنارتم به هر چي ميخواي ميرسي خودم بغل ميگیرمت پر ميشم از عطر تنت كاشكي تو هم بفهمي كه ميميرم از نبودنت خودم به جاي تو شبا بهونه هاتو ميشمرم جاي تو گريه ميكنم جاي تو غصه ميخورم هر چي كه دوس داري بگو حرفاي قلبتو بزن دلخوشي هات مال خودت درد دلات براي من من واسه ي داشتن تو قيد يه دنيا رو زدم كاشكي ازم چيزي بخواي تا به تو دنيامو بدم ...
8 مرداد 1393

7 ماهگی

                                                                                        ماهک خوشروی من 7 ماهه شدی روز 15 اردیبهشت 1393              ...
6 مرداد 1393

برای کودکان غزه

فرشته نازنینم آنیل این روزها که تو در آغوش گرم پدر و مادرت هستی و در آرامش می خوابی ، یه جایی تو این دنیا کوچولوها رو اذیت میکنن و اونا رو پیش خدا میفرستن. اونارو از مادراشون  دور و مادر ها رو از فرشته کوچولوهاشون دور میکنن. و ما مثل همه از دیدن رنج اونا قلبمون به درد میاد و از اینکه کاری براشون نمیتونیم بکنیم ناراحتیم. تنها کاری که میتونیم همون بود که کنار مردممون تو خیابون چند قدمی پیاده را بریم و صدای همدردی مون رو به گوش اونها برسونیم. و خوب میدونیم که با فریادهای ما گرهی از کار اونا باز نمیشه. فرشته کوچولوی من برای همه فرشته های دربند غزه دعا کن. از خدا بخواه به داد مظلومیت اونا برسه.و دشمنانشون رو ،چنین ظالمان پستی رو نابود کنه...
3 مرداد 1393

9 ماهگی

                                                                 فرشته من 270 روز گذشت از روزی که زمینی شدی. و چه مثل برق و باد. ماه انتظار دیدن روی ماهت بهترین و زیباترین لحظات زندگی من بود و دوباره عدد تکرار شد ولی ا ین بار با تو در کنار تو نازنین دختر من تکرار شد و چه تکرار زیبا و وصف ناپذیری .... و ۹ ماهگی تو همزمان شد با...
2 مرداد 1393

4 ماهگی

امروز 15 بهمن 1392 خوشروی من 4 ماهه شد. قدت 60 و وزنت5500   هنوز کم خوری و خوب وزن نمیگیری باربی مامان و بابا . هر بررسی نیاز بود انجام دادیم و شکر خدا سلامتی. اما من غصه میخورم و نگرانتم.        شب های آرامی را سپری می کنیم. روزها کمتر می خوابی و دست و پاتو می خوری و غان غون می کنی. عاشق حمومی و جیک نمیزنی و من حسابی می چلونمت.حسابی غریبی می کنی و لبات آویزون میشه.جز برا من و بابا.  وقتی میبینی چیزی می خوریم  دهنت رو مزه مزه  می کنی. یا انگشت می خوری یا دستتو مشت می کنی میخوای با این کوچولو مشتتو بخوری.گاهی هم حالت به هم می خوره. گل من نمی شه جاش شیر بخوری؟؟؟ فدای...
1 مرداد 1393

اولین کریسمس

دختر خوبم میدونی که تو زادگاه من اقوام و مذاهب و ادیان مختلف کنار هم زندگی می کنن. من و پدرم همیشه سال نو میلادی رو به همسایه های مسیحی تبریک می گفتیم. این اولین کریسمس توست عزیزم و این عکست کنار درخت کریسمس خونه عمو بهزاد و خاله طلایه. شما اینجا 2 ماه و 26 روزه هستی .امیدوارم بابانوئل رویاهات بهترین لحظه هارو برات بیاره کریسمس همه شادی دوستان مبارک   My wishes for you Great start for Jan Love for Feb Peace for March No worries for April Fun for May Joy for June to  Nov    Happiness for Dec Have a lucky and wonderful New Year 2014   آرزوی من برای تو، آغازی باشکوه در ...
1 مرداد 1393

اولین نوروز ( 1393)

سلام بهارم نخستین بهارت مبارک نخستین نوروزت فرخنده ساعت 20 و 27 دقیقه و 7 ثانیه روز 5 شنبه سال تحویل شد مصادف با 20 مارس2014 لحظه تحویل خواب بودی دلبندم و دلمان نیامد بیدارت کنیم اما بیدار که شدی با اولیت هفت سینت عکس گرفتی. این یکی از تصاویر خوشبختی من است   اینم عکس خونه مامان مینو و بابابزرگ  ساعتی پس از تحویل سال. چقدر خنده بهت میاد شکوفه من                                                         ...
1 مرداد 1393

روز عشق

                                                                          امروز25 بهمن 1392 و روز عشق یا همون ولنتاین هست عزیزم. بابا با عمو بهزاد رفته بودن استخر و من فکر می کردم بابا امروز و فراموش کرده! ترتیب یه میز رمانتیک رو برای نهار دارم و به سرو وضعم رسیدم ومنتظر موندم. بابا آمد!!! با یه عروسک قرمز مشکی گنده که سر اسب یا گوش ...
1 مرداد 1393

برای پدرم ، پدربزرگ تو

بس کن ساعت … دیگر خسته شده ام … آره من کم آورده ام … خودم میدانم که نیست … اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش بغض روی ثانیه هایم راه می رود جسارت میخواهد!!! نزدیک شدن به افکار دختری که روزها.... مردانه با زندگی میجنگد... اماشب ها... بالشتش از هق هق های دخترانه اش خیس است!! از بیرون همه چیز روبراه است اما هرنفس درد است که میکشی! معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت... روی هیچ صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد... با هیچ زبونی نمیشه توضیح داد.... حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو پدر.... خوابم نمی برد بغض روی ثانیه هایم راه می ...
1 مرداد 1393
1